عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

392

منازل السائرين ( فارسى )

براى اينكه اختصاصا براى پيامبران است و آن دريافت شريعت براى بندگان خداست . يا : وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ . « 1 » و خدايت به زنبور عسل وحى كرد . چون غير از زنبور عسل هيچ موجودى عسل توليد نمىكند ، پس مأموريت خاص است بالفظأ « اوحى ربك » آمده است . آنچه حق آموخت مر زنبور را * آن نباشد شير را و گور را خانه‌ها سازد پر از حلواى تر * حق ، برو آن علم را بگشاد در « 2 » از اين‌رو وحى كه به زنبور عسل و يا مورجه و همچنين : « أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى » « 3 » و يا « أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ » « 4 » وارد مىشود ، امرى اختصاصى است ، پس اشاره سريع و پنهان است و مخفىترين آنها وحى به انبياء عليه السّلام است . همچنين دريافت پيام از طرف خدا به سماع است ؛ يعنى با شنيدن همراه است . گاهى سماع روشن‌تر از ديدن است . يك نجوا مىتواند معنايى روشن‌تر از ديدن داشته باشد . در حوزهء معرفت شهودى ، قلب ، سماع و بصيرت همه يكى و متحد مىشوند ؛ در مقام وحى ، همه او مىشود . پس محل وحى گردد گوش جان * وحى چه بود ؟ گفتنى از حس نهان گوش جان و چشم جان جز اين حس است * گوش عقل و گوش ظن زين مفلس است « 5 » الدرجة الثانيه : الهام يقع عيانا ، و علامة صحّته أنّه لا يخرق سترا ، و لا يجاوز حدا ، و لا يخطىء أبدا . در درجهء اول ، الهام به سماع بود و در اينجا به عيان است . عيانا ؛ يعنى معاينة و ممثل و به صورت درآمدن است . مثل پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در رؤيا ظرف شير را مىنوشد . جبرئيل عليه السّلام مىفرمايد : « اخترت الفطره » . پس شير مثالى براى فطرت است . فطرت

--> ( 1 ) . نحل / 68 . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1009 و 1010 . ( 3 ) . قصص / 7 . ( 4 ) . مائده / 111 . ( 5 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1461 و 1462 .